دومین حضور استاندار در مناطق زلزله زده شهرستان زیرکوه
با گذشت کمتر از ۵ روز از زلزله ۵/۵ ریشتری شهرستان زیرکوه قهرمان رشید استاندار خراسان جنوبی برای دومین بار به همراه دکتر فقیه رئیس جمعیت هلال احمر کشور از مناطق زلزله زده بازدید به عمل آورد.

گویا تقدیر چنین رقم خورده است که توفیق حضور در مناطق زلزله زده شهرستان هر روز به شکلی نصیبم شود و امروز برای سومین بار عازم مناطق زلزله زده می شویم . قرار است ۲ مهمان و شخصیت ویژه امروز در منطقه حضور یابند . جناب آقای قهرمان رشید استاندارخراسان جنوبی و جناب آقای دکتر فقیه رئیس جمعیت هلال احمر کشور. به اتفاق فرهاد فلاحتی فرماندار شهرستان وارد روستای عباس آباد می شویم . حضور پر رنگ نیروهای هلال احمر امروز پررنگ تر دیده می شود. گویا همه چیز نظم ویژه ای گرفته است .

تا آمدن استاندار چند دقیقه ای وقت باقی است فرماندار فرصت را غنیمت می شمارد و از منازل تخریب شده روستای عباس آباد بازدید می کند چند دقیقه ای را هم در جمع مردم عباس آباد صحبت می کند. نانوایی سیار در منطقه شروع به کار نموده و اکیپ مجهز پزشکی نیز در منطقه حضور فعال دارد.

سرانجام هلی کوپتر استاندار وارد منطقه می شود. استاندار به محض پیاده شدن عازم روستای حسین آباد می شود و با حضور در چادر زلزله زدگان از نزدیک مشکلاتشان را بررسی می کند.



هر چه بیشتر به مناطق زلزله زده سر می زنی گویا چهره معصوم کودکان معصوم تر جلوه می کند .معصومیتی که در پشت آن هزار حرف نگفته پنهان است .




پیره زنانی را می بینیم که گویا بعد از خدا فقط و فقط امیدشان به مسئولین است و اینگونه با چشمانی اشک بار از حضور استاندار تشکر می کند.

و یا این پیره زن که گویی با دستهای چروکیده و پینه بسته اش تمام خاطرات خوشش را در زیر آوار جا گذاشته است .

استاندار شدیدا پیگیر وضعیت مدارس و دانش آموزان است . وقتی خبر بازگشایی مدارس در کانکس در کوتاهترین زمان به گوشش می رسد بسیار خوشحال می شود و سرزده به دیدار دانش آموزان می رود . استاندار هدایایی هم تقدیم دانش آموزان می کند اما دختری از دانش آموزان همین کلاس تمام انتظاراتش را در یک صفحه کاغذ نوشته است .گویا تنها غصه این دختر معصوم عقب ماندن از تحصیل است.بچه ها برای استاندار شعر زلزله را هم خواندند:
فایل صوتی شعر زلزله : اینجا
فایل صوتی نامه دانش آموز : اینجا


وارد روستای شاج می شویم . اینجا دیگر اهالی مرا می شناسند . از اقوام فاطمه سراغش را می گیرم مثل اینکه فاطمه با داییش به زاهدان رفته است . خود فاطمه هم قبلا این را به من گفته بود.

این روزها وبسایت ها و وبلاگ های شهرستان اطلاع رسانی دقیق و گسترده ای را داشتند. روز اول زلزله علیرضا ابراهیمی مدیر آبیز خبر را دیدم که داشت علاوه بر خبر رسانی برای زلزله زدگان کپسول گاز حمل می کرد و امروز هم آقای جعفر حسنی مدیر وبلاگ اردکول وقایع را به تصویر می کشد.

بچه های مدرسه بر دیوار کانکس های مدرسه خاطراتشان را به تصویر می کشند . با دیدن من همگی خوشحال می شوند . از من سراغ عکسهای روز گذشته شان را می گیرند.

احسان : دوست چند روز گذشته هم با همان لبخند همیشگی اش اینجا حاضر است . احسان از خدماتی که در این چند روزه انجام گرفته بسیار راضی است اما غصه شب های سرد چادر را دارد . آرزو دارد به زودی در محیطی بزرگتر و بهتر نسبت به چادر زندگی کنند.


بچه ها سرود ای ایران را به افتخار استاندار خواندند و اینچنین پرچم خوش رنگ ایران اسلامی را در دستان کوچکشان به اهتزاز در اوردند.


نقاشی فاطمه بر دیواره چادر نظرم را به خود جلب کرد .گویا فاطمه قبل از رفتن این نقاشی را برای دوستانش به یادگار گذاشته است.


