نبرد مورچه و زنبور











به مناسبت ۲۶ مهر ماه روز تربیت بدنی و ورزش و به منظور ارتقاء روحیه ورزشی دانش آموزان دختر از طرف کارشناسی تربیت بدنی آموزش و پرورش زیرکوه همایش کوهپیمایی دختران دانش آموز مدارس حاجی آباد برگزار شد. در این همایش که در ارتفاعات حسین اباد موهبتی برگزار گردید بیش از ۱۵۰ دانش آموز از مدارس متوسطه و راهنمایی شهر حاجی آباد حضور داشتند. فروزان نژاد مدیر آموزش و پرورش زیرکوه نیز با حضور در این همایش نقش ورزش را در بالا بردن روحیه دانش آموزان بسیار مهم خواند و از دانش آموزان خواست همیشه و به طور مستمر به ورزش بپردازند . وی گفت امیدواریم در پایان سال دانش آموزان ورزشکار ما به عنوان دانش آموزان نمونه علمی نیز معرفی شوند. در پایان به ۲۰ نفر از دانش آموزان جوایزی اهدا گردید.













شاید آوازه حضور آهو در دشت های زیرکوه خصوصا دشت بزرگ مهمانشهر به گوش شما هم رسیده باشد. آهوهایی که هر از گاهی توسط چوپانان یا افراد محلی یا رهگذران از جاده مهمانشهر به سمت نوار مرزی زیرکوه دیده شده اند. در یکی از روزهای زیبای خدا و در یک عصر پاییزی تصمیم میگیرم سری به جنگل و دشت های اطراف مهمانشهر بزنم تا شاید از نزدیک این حیوانات زیبا و این سلطان زیبایی دشتهای زیرکوه را نظاره گر باشم.
سفرمان را با ماشین اغاز میکنیم اما گویا مسیر به گونه ای است که به راحتی با ماشین نمیتوان از این مسیر عبور کرد. با یکی از دوستان سوار بر موتور میشویم و به سمت محلی میرویم که به علت شکل و جغرافیای طبیعی به کال کوچه شهرت دارد. مسیر را با دقت زیر نظر داریم . هر لحظه امکان رویت آهو وجود دارد. مسیر بسیار باریک است و راننده حواسش را کاملا به مسیر دوخته است .ناگهان از بالای یک تپه ماسه ای چشممان به یک آهوی کوچک می افتد که با دیدنمان پا به فرار گذاشت. چند متر جلوتر از موتور پیاده می شویم . چون صدای موتور باعث فرار حیوانات می شوند. مسیر را پیاده می رویم. آثار لاستیک موتورها در جای جای تپه های ماسه ای به چشم میخورد . به گفته دوست همراهمان اینها ردهای شکارچیانی است که معمولا شب ها و در کمال بی رحمی به شکار این حیوانات زیبا می پردازند. بر بلندای یک تپه ماسه ای ناگهان چشممان به ۲ آهوی زیبا می افتد. با دیدن ما پا به فرار میگذارند اما چون ما را آرام می بینند چند متر آن جلوتر می ایستند و نگاهمان میکنند . اشک در چشمانم جمع شده بود . بسیار زیبا و دوست داشتنی بودند. دمشان را برایمان تکان دادند و از مسیر دور شدند. کم کم به لحظات غروب خورشید نزدیک می شویم . تپه ها راترک میکنیم و از مسیر جنگل های تاغ بر می گردیم . اما همچنان چشممان به اطراف خیره شده شاید دوباره این حیوانات زیبا را ببینیم و اینگونه هم می شود . اینبار یک مادر با ۲ بره دوست داشتنی در جلویمان ظاهر می شوند. از دوستم می پرسم آیا محیط زیست از حضور آهوها اطلاع دارد و آیا اقدامی برای حفاظت از آنها انجام داده است ؟او می گوید خودم چندین بار این موضوع را گزارش داده ام اما متاسفانه افراد زیادی برای شکار به این منطقه می آیند خصوصا شب ها و این موضوع باید به صورت جدی تری پیگیری شود تا نسل این حیوانات زیبا خدای ناکرده دچار انقراض نگردد. او میگوید حتی ما محلی را برای آب خوردن این حیوانات درست کرده ایم و حیوانات برای خوردن آب شب ها به این محل می آیند. نزدیک بودن پاسگاه آهنگران به این محل نیز از خصوصیات این منطقه است و بهتر است نیروهای محترم مستقر در این پاسگاه نیز توجه ویژه ای به حفاظت از این منطقه داشته باشند.
اما کشاورزان از حضور آهو ها در نزدیک مزارع کشاورزیشان گله مندند و ادعا می کنند این آهو ها بارها به مزارعشان خسارت زده اند. خزاعی مقدم یکی از کشاورزان منطقه میگوید: چند بار خسارت آّهو ها به مزارعمان را به محیط زیست اعلام کرده ایم اما هر بار آنها گفته اند فیلم برداری کنید و مستند برایمان بفرستید ولی چون این اتفاق شب ها می افتد این امکان برایمان وجود ندارد.
از همه اینها که بگذریم داستانهایی که از مردم به گوش می رسد حکایت از این دارد که آهوها همواره تحت حفاظت خداوند بوده اند و کسانی که به شکار این حیوانات پرداخته اند همواره دچار گرفتاریها و عذابهای دردناکی گردیده اند. به نمونه هایی از این حکایت ها اشاره میکنیم.
خاطرت عبرت آموز از شکار آهو:
شاید داستان پسر جهانگیر نوجوان ۱۷ ساله ای که چند ماه پیش در اردیبهشت ماه همین امسال کشته شد را شنیده اید. این نوجوان علاقه خاصی به شکار آهو داشت و بارها بوسیله موتور این حیوانات دوست داشتنی را اسیر کرده است . عبدالرحمن یکی از دوستان پدر این پسر از زبان این پدر داغدار اینگونه می گفت : درست روز قبل از ماجرا یک آهوی ماده را زنده گرفته بود و به خانه آورده بود . حیوان از بس دویده بود زبانش بیرون آمده بود و قادر به حرکت نبود . وقتی این حیوان را سربریدم متوجه شدیم این حیوان باردار بوده و ۲ بره کوچک داخل شکمش بود. درست روز بعد از این ماجرا و در همین ساعتی که حیوان را سربریدیم خبر کشته شدن پسرم را برایم آوردند . گفتنی است این نوجوان در حالی که بازهم با موتور دنبال شکار آهو بوده است دچار سانحه می شود و جان خود را از دست می دهد.
یکی از دامداران منطقه نیز اینگونه برایم خاطره اش را بازگو کرد: از محل دامداری به خانه بر می گشتم که ناگهان آهویی در جلوی موتورم ظاهر شد . در یک آن تصمیم گرفتم با موتور دنبالش کنم بدون اینکه به عواقب کار فکر کنم. حیوان را حسابی دنبال کردم تا وقتی از نفس افتاد ولی وقتی چهره غمگینش را دیدم دلم برایش سوخت او را به حال خود رها کردم . وقتی به منزل رسیدم دیدم همسرم به شدت مریض شده و روز بعد همسرم را از دست دادم.
تصویر : ۱۴/۷/۹۱ دره آهنگران


