دوباره جمعه فرا می رسد . جمعه ای در آخرین روزهای پاییزی اما با حال و هوای بهار. مقصد این هفته مان منطقه ای است در نزدیکی مرز . منطقه ای که زمانی ساکنانی از مردمان همین سرزمین را در خود جای داده بود اما اینک فقط خاطراتش برای ساکنان آن روزها باقی مانده است. عبور از دق زیبای پطرگان اولین جذابیت این سفر به یادماندنی است.



کیلومترها را در مسیر آسفالت به سرعت طی می کنیم . مقصدمان جایی است که رسیدن به آن عبور از میانه دق زیبای پطرگان را می طلبد.زیبایی های دق را پشت سر می گذاریم و آرام آرام به مقصدمان نزدیک می شویم. روزگاری نه چندان دور اهالی دو روستای یزدان و کبوده در نقطه صفر مرز سکونت داشتند و بنا به دلایلی ناچار به ترک این طبیعت به یادماندنی شده اند.به مارزنگی می رسیم . جایی در ۹۰ کیلومتری حاجی آباد و چند متری مرز مشترک ایران و افغانستان. قرار است در اینجا و در جوار زیارتگاهی اتراق کنیم . جغدی از دور بر طاقچه زیارتگاه به انتظار نشسته است.

اینجا زیارتگاه سید محمود سید سوار (ع) است. اطلاعات خاصی از این زیارتگاه در محل موجود نیست اما ساکنان محلی به این زیارتگاه و معجزات آن اعتقاد فراوانی دارند.



مرز درست همین نزدیکی است و لنز دوربین ما خیلی راحت همسایگی دو پاسگاه ایران و افغانستان را که با خاکریزی از هم جدا شده اند به تصویر می کشد.نیروهای غیور مرزبانی کلیه عبور و مرورها را زیر نظر دارند و به محض ورود ما در محل حضور پیدا می کنند . سرعت عملشان برایمان جای خوشحالی داشت .

روزگاری نه چندان دور جولان اشرار افغانی آرامش و آسایش را حتی در شهرهای خیلی دور تر از مرز از مردمان ما گرفته بود اما امروزه این آرامش در نقطه صفر مرز آنچنان پابرجاست که کودکان ما به این راحتی در چند متری مرز بدون هیچ دلهره ای قدم می زنند. ( فاصله تا خاکریز مرزی حدودا ۱۰۰ متر کوههای روبروی تصویر در خاک افغانستان واقع شده )

گزارش ادامه دارد