وقتی از خیابونهای شهر عبور میکنی و نگاهت به گل و گیاه و سبزه و چمن داخل بعضی بلوارها میفته تو ذهن آدم این سئوال تداعی میشه که چرا وضعیت اینجوریه؟ چرا بعضی جاها به جای چمن علف و بعضی جاها هم که چمن داره اینقدر بلند و بی نظمه؟ اما توی این شرایط اقتصادی و گرونی تجهیزات و کمبود نیروی کار شاید این سئوالات بی ربط باشه و انتظار خاصی هم از مسئولین شهرداری نیست . ولی در این میان یه  مخلوق خدا شاید دلش به حال شهر ما سوخته و بدون مزد و منت در صدد همکاری با شهرداری براومده .حالا ما موندیم این وسط کار این مخلوق عزیز جرمه یا نوعی همکاری؟؟؟ وقتی این تصویر رو مشاهده میکنم یاد این حرف میفتم که هیچ کار خدا بی حکمت نیست .

گر ایزد ز حکمت ببندد دری      ز رحمت گشاید در دیگری.