ماه رمضان که می شد دلمان خوش بود عصرها با حضور در سد حاجی اباد و نشستن در کنار زلال آب دلمان را با خنکای نسیم همراه میکردیم و تشنگی روزهای گرم تابستان از ذهنمان محو می شد. تا رسیدن ماه رمضان فرصتی نمانده است اما امسال داستان چیز دیگری است و قصه جور دیگری نوشته شده است . امسال داستان حضور عصرانه در سد حاجی اباد تخیلی بیش نیست . امسال دیگر شنیدن صدای موجهای دلنشین و نشستن در خنکای نسیم اب سد حاجی آباد بی معنی است . شاید باورتان نشود اما درست ۲ هفته قبل همه چیز طبق برنامه بود . سد حاجی اباد مثل همیشه لبریز از آب و ماهیان شنا کنان مشغول زندگی بودند اما ناگهان ورق برگشت . امروز وقتی دوباره سری به سد زدم دیگر نه از آب خبری بود و نه از حضور ماهی های زنده و شاداب . امروز غبار غم سد حاجی آباد را فرا گرفته بود و ماهی ها در تقلای زنده ماندن دست و پا می زدند . امروز داستان چیز دیگری بود . داستانی غم انگیز ...........این که در این میان چه به روز سد آورده اند و چه کسی مقصر تخلیه و خشک شدن ناگهانی این همه آب است خود حکایتی جداگانه دارد اما داستانی که امروز در سد حاجی آباد رقم خورده است فاجعه ای بزرگ برای طبیعت و محیط زیست و ..... به شمار میرود و باید هر چه سریعتر چاره ای اندیشید. 

و شاید تصاویر خود گویای همه چیز باشد.لطفا نظرات خود را در این رابطه حتما بنویسید . علت و راهکار؟

ترک هایی به عمق مرگ:

جان دادن در بی آبی!!!!!!!!!!

چی بنویسم ؟؟؟؟؟؟

و مردن در کنار آب:

آخرین تلاشها برای زنده ماندن در اندک آب باقی مانده:

آیا باورتان می شود اینجا سد حاجی آباد است ؟؟

سد حاجی آباد چند ماه قبل: